سلووووووم علیکم
خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟
خب خدارو شکر
امروز امتحان سخت افزار دادم خفن(این تقلب عجب چیزه خوبیه هااا)![]()
![]()
کاش دیروز به جای این همه درس خوندن دوتا برگ تقلب تپل مینوشتم
ولی خب تا دوستام هستن هیچ غمی نیس حالا واستون میتعریفم:
دبیرمون اومد تو کلاس(با صدای مضخرفه اون کفش تق تقیش(مجردهااا))
گفت: یه ربع بخونید بعد امتحان
حالا کی میخونه؟ همه دارن توی این ورقه های کوچیک تقلب مینویسن منم نامردی نکردم
۴تابرگ نوشتم خفن![]()
خلاصه امتحان شروع شد دبیر چند دور قدم زد از اونجایی که پیره رفت نشست![]()
ما هم تقلب استاد کردیم![]()
منم بیجنبه فرت خندم میگیره نزدیک بود کل کلاسو بدبخت کنم ولی خدا رحم کرد
البته اینم بگم من بیشتر مینوشتم بعد یه دور چک میکردم که درست هست یا نه![]()
خلاصه با هزار جور ترس و استرس و وحشت امتحان رو دادیم![]()
( کلی ترسیدیم چون این دبیره اگه میگرفت تا آخر سال تحصیلی نه تا آخر عمر بدبخت بودیم)
به خیر گذشت ولی...
از قدیم گفتن یه بار جستی ملخک دوبار جستی ملخک آخرش که به هم میرسیم؟!![]()
چی گفتم؟
بیخیال![]()
این از ماجرای امروز![]()
راستی یه چیز باحال: ما ۵شنبه توی کلاس همه داشتیم می حرفیدیم بعد دبیرمون گفت چی شده
خانما؟ بین علما اختلاف افتاده؟؟ ![]()
شاید واسه شما باحال نباشه ولی من از ۵شنبه تا الان همش یادم میاد یه ربع واسه همین میخندم
منگولما!!!!![]()
خب دیگه برم
امروز فقط حرف زدم چه جالب!
امیدوارم همگی موفق و موئد باشید
بای تا های...![]()
نوشته شده توسط عسل در یکشنبه یکم آذر 1388 ساعت 0:34 موضوع | لینک ثابت
سلام به همگی
خوبین؟ منم خوبم
وای تب مالت گرفتم یعنی تب سخت افزار گرفتم فردا امتحان سخت افراز دارم 100صفحه![]()
چه جوری بخونم؟؟![]()
تو این 100صفحه حتی یه عکس هم نیست چه جوری همه اینارو حفظ کنم؟؟![]()
مخم هنگولیده
اوه اوه دبیرمون شدیدا یک گند اخلاق واقعیِ!
اگه نخونم منو از مدرسه پرت میکنه بیرون
دو هفته پیش رفته بودیم مسافرت نتونستم بخونم منو از کلاس انداخت بیرون(البته بیشتر
واسه این انداخت بیرون که نیشم همش بازه)![]()
اگه این هفته نخونم همه باید واسه من فاتحه بخونن
وای اینقدر اعصابم خردِ که دوست دارم این کامپیوترو بترکونم
کی این سال آخرم تموم میشه؟
البته فقط درس زوری نیست توی زندگی
برای من خیلی وقتا خود زندگی زوریه اصلا حوصله ندارم زندگی کنم ![]()
خداااااااااااااااااااااااااااااااا کمکم کن
ولی من عاشق مدرسم
وای خیلی حال میده تو مدرسه میگیم میخندیم 
دلقک بازی میکنیم 
![]()
میجنگیم
![]()
همدیگرو میزنیم 
میرقصیم
![]()
فرار میکنیم 
بعضی وقتا با هم گریه میکنیم دردو دل میکنیم ....

![]()
ولی این دبیرا خستمون کردن همش امتحان امتحان امتحان.....
اه اه
ولی خب از تو خونه موندن بهتره مگه نه؟
بیخیال
این شعرو تو دفترم نوشته بودم فک کنم قبلا تو وبلاگم نوشته بودم اما خیلی دوستش دارم
گفتم یه بار دیگه بنویسم:![]()
یار مارا از جدایی غم نبود در غمش مجنون و عاشق کم نبود
بر سر پیمان خود محکم نبود سهمِ من از عشق جز ماتم نبود
با منه دیوانه پیمان ساده بست ساده هم آن عهدو پیمان را شکست
بی خبر پیمان یاری را گسست این خبر ناگه پشتم را شکست
آن کبوتر عاقبت از بند رست رفت و با دلدار دیگر عهد بست!
از غمش با دودو دم همدم شدم بعد نوش غصه او من شدم
مست و مخمور وخراب،ازغم شدم ذره ذره آب گشتم کم شدم
آخر آتش زد دل دیوانه را سوخت بی پروا، پرِ پروانه را
عشق من! ازمن گذشتی؟خوش گذر بعد این حتی تو اسمم را نبر
عاشقی را دیر فهمیدی چه سود؟ عشق دیرین گسسته تارو پود
گرچه آب رفته باز آید به رود ماهی بیچاره اما مرده بود...!!!
بای تا های...
نوشته شده توسط عسل در جمعه بیست و نهم آبان 1388 ساعت 15:22 موضوع | لینک ثابت
سلام به همه دوستای گل گلاب خودم
این روزا بهترین روزای زندگیمه چون love رو همه جا احساس میکنم
کاش هیچوقت عشق از پیشم نره![]()
این شعرِ ناچیزو بی ارزش رو تقدیم میکنم به کسی که واسم خیلی عزیز و ارزشمنده![]()
![]()
![]()
... جونم خیلی دوشت دانم![]()
یعنی میشه؟
یعنی میشه که ما دوتا یه روزی به هم برسیم
مهم فقط رسیدنه، حتی اگه کم برسیم
یعنی میشه خوشی بیاد دورِ ما توری بکشه؟
به آرزوهاش برسه هرکی که دوری بکشه؟
یعنی میشه شب بشینم دس روی موهات بکشم؟
کاشکی بدونم چقدر باید مکافات بکشم!
یعنی میشه به جای اشک روی چشام سرمه باشه؟
تاکی باید دردو دلا فقط توی نامه باشه؟
یعنی میشه که شونه هات فقط پناهِ من باشه؟
چرا تا حالا نشده؟ شاید گناهِ من باشه
یعنی میشه دستای تو، خاک نگامو پاک کنه؟
بیای با اسبی که بجاش یه دنیا گردو خاک کنه؟
یعنی میشه یه شب بگن بیا بشین ماه اومده؟
برای دیدنش ولی کلی خاطرخواه اومده
یعنی میشه که تو نری؟ بگی نگید ماه اومده
انگار نه انگار که واست کلی خاطرخواه اومده
یعنی میشه به من بگی از این به بعد بالِ توام؟
چرا برم پیش اونا حالا که من مالِ توام؟
یعنی میشه غرور تو آب شه بریزه مثه برف؟
این همه بستگی داره فقط به گفتن یه حرف
خیلی بده آدم دلو هیچ روزی به هیچ کس نده
وقتی که داد دعا کنه که اون یه روزی پس نده
یعنی میشه پر کنیم از خاطره ها حافظه رو؟
با همدیگه آبش بدیم اون شمعدونی قرمزه رو
یعنی میشه که دستامون با هم مثه یه رشته شه؟
هرکی برای اون یکی درست مثه فرشته شه؟
یعنی میشه که پیشِ هم برای هم تب بکنیم؟
از غم زردِ اون تبِ، روزامونو شب بکنیم
یعنی میشه با هم واسه خوشبختی زحمت بکشیم؟
یه خوابِ راحت بکنیم، یه آهِ راحت بکشیم
یعنی میشه بازم بگی دیوونتم من، دیوونت؟
دوباره عاشقم بشه اون قلب مثه رودخونت
یعنی میشه با هم باشیم من و خدامون و خودت؟
درست مثه تولدم، درست مثه تولدت
یعنی میشه که جای من فقط روی چشات باشه؟
تکیه کلام تو بازم، من میمیرم برات باشه؟
یعنی میشه عاشقی رو رنگش کنیم با سادگی؟
بدون درد و دردِسر بریم سراغِ زندگی
یعنی میشه فقط یه بار خدا به ما نگاه کنه؟
می گی نمیشه ولی من، همش میگم خدا کنه
یعنی میشه تو دفترش یه لحظه اسم ما باشه؟
یه چیزی بشکنه فقط، اونم طلسم ما باشه!!!
خدا کنه هیچ عاشق و معشوقی از هم جدا نشن! ((الهی آمین))![]()
بخوام از تو بگذرم من با يادت چه كنم
تو رو از ياد ببرم با خاطراتت چه كنم
حتي از ياد ببرم تو و خاطراتتو بگو من با اين دله خونه خرابم چه كنم
تو هموني كه واسم يه روزي زندگي بودي توي رويا هاي من عشق هميشگي بودي
اره سهم من فقط از عاشقي يه حسرته بي كسي عالمي داره واسه ما يه عادته
چطور از ياد ببرم اون همه خاطراتمو اخه با چه جراتي به دل بگم نمون برو
دل ديگه خسته شده به حرف من گوش نميده چشم به راه تو ميمونه هميشه غرق اميده...
بای تا های...
نوشته شده توسط عسل در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 ساعت 14:14 موضوع | لینک ثابت
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
واااااااي اگه گفتيد امروز چه روزيه؟
خب تابلوست ديگه!
تولده! تولد سه نفر که واسه من خيلي عزيزن!
1.تولد نازنين جووونم بهترين دوستم که خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي
خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي دوستش دارم
نازنين جون تولدت مبارک
2.تولد شادي خانم گل گلاب دوستي که باهاش بزرگ شدم دقيقا 8 سال باهم همکلاس بوديم
الان 2سال ميشه که هم کلاس نيستيم ولي هم محلي که هستيم! خيلي واسم عزيزه
شادي جونم تولدت مبارک
3.و سومي تولد بهترين، خوشمل ترين، نازترين، پفک ترين و گوگولي ترين ني ني دنيااااااا!
ريحانه پفکي!
واااااااااااااااي کاش ميشد عکسش رو ميذاشتم تا همه بدونن اين ني ني چقدر نازه!
ريحانه جوووووووني تفلدت مبارک
ان شاء الله هر سه تاييشون هميشه سالمو سلامت باشن تو زندگيشونم هميشه شادي و خنده
باشه! بووووووس
اين شعرم تقديم به هرسه تاشون:
تو اين روزه طلايي، تو اومدي به دنيا، وجودِ پاکت اومد، تو جمع خلوت ما
تو تقويما نوشته، تو اين ماهو تو اين روز از آسمون فرستاد، خدا يه ماهِ زيبا
تو اين روزِ پر از عشق، تو با خنده شکفتي با يه گريه ساده، به دنيا بله گفتي
الهي تا هميشه، عزيزهِ همه باشي از اون چشمي که ميخواي، الهي که نيفتي
تولدت عزيزم، پر از ستاره بارون پر از بادکنک و شوق، پر از آيينه و شمدون
بازم شادي و بوسه، گلاي سرخ و ميخک ميگن کهنه نميشه، توووولدت مبااااااارک!!!
نوشته شده توسط عسل در پنجشنبه سی ام مهر 1388 ساعت 12:34 موضوع | لینک ثابت
سلام
خوبيد؟
حالتون خوبه؟
اسم وبلاگمو عوض کردمااااا واي وبلاگم ماه ديگه دوساله ميشه هي...
عمر چقدر فرت ميگذره...
اين روزا خيلي دپ شدم وغمگين!!!
چرا همه به فکر منافع خودشونن!؟
يعني واقعا ارزش داره آدم به خاطرش دروغ بگه و با احساسات و عواطف يکي ديگه بازي کنه؟؟
آخه چرا وقتي عاشق يکي ديگه هستن يا اصلا احساس ندارن وعاشق نيستن خالي ميبندن
و اِدعاي عاشقي ميکنن!!!!!!!!! ؟؟؟؟؟؟؟
بيشتر پسرا اينجورين مگه نه؟ بعد ميگن چرا ميگي پسرا پستن؟؟؟ واقعا چنين دخترايي هستن
که دل بشکنن؟
آخه تا کي اين آدما اينجورين؟ يعني امام زمان بياد وضعيت جامعه و آدما خوب ميشه؟؟!!
نمي دونم!
دلم واسه يکي خيلي تنگ شده، دوري خيلي سخته!![]()
خيلي وقته که شعر شاد نميگوشم اين دل لعنتي خيلي خرو ساده ست کاش دخترا احساس
نداشتن خوب ميشدااا
ديگه دلم واسه کسي تنگ نميشد راحت! اصلا ديگه کسي رو باور نميکردم!
اما حيف که اينجوري نيست! ولي خب يه روزي اميدوارم اين دل تنگيا از بين بره...
اگه از بين نره چي؟؟؟؟ من ميميرم. ميگن مشروب واسه اين موقع ها خوبه؟! آره؟ يا اکس؟
چند روز پيش مي خواستم مشروب بخورم! ولي نمازمو چيکار کنم
واي رواني شدم دارم مضخرف ميگم
استغفرالله
مطمئنم از ايني که هستم بدتر ميشم
"فراموش کن چيزي را که نمي تواني بدست بياوري...
وبدست بياور چيزي را که نمي تواني فراموش کني!!!"
اين جمله خيلي قشنگه اما من نميدونم کدومو انتخاب کنم؟ فراموش کردن يا بدست آوردن؟
نميدونيد چقدر حالم بده!
همش اين شعرو ميخونمو اشک ميريزم از يه طرف دوريه ليلا از يه طرف تنهاييم از يه طرف قهر با
بهترين دوستم(م.م) از يه طرف ديگه فراموش کردنِ . . . . .
نرو تنهام نذار با دردو غم هام، اگرچه دلخوري از خيلي حرفام
به قرآني که از سايش گذشتم، به مرگه هردوتامون خيلي تنهام!
ولي خدارو دارم همين آرومم ميکنه خدا بهم قول داده حاجتمو بده...
من اهل نفرين نيستم تو عمرم کسي رو نفرين نکردم اما هميشه ميگم
خدا همه آدماي دروغگو رو از روي زمين برداره (الهي آمين)
امشب از ستاره ها تنها ترم
دارم آروم تورو از ياد مي برم
واسه زخم هايي که رو دلم زدي
مرحمي جنس محبت مي خرم
امشب آسمون گرفته نازنين
مثه بغضي که تو چشماي منه
ياد با تو بودنات مثه شرر
داره زندگيمو آتيش ميزنهِ . . .
تو خودت نخواستي با تو بمونم
اينو تو چشماي نازت مي خونم
ديگه از دلم گذشتي نگو نه!
بهتر از خودت من اينو مي دونم
ما ديگه هيچوقت به هم نمي رسيم
تو يه کوهي من يه بادم يه نسيم
تورو خط مي زنم از ثانيه هام
ديگه نيستي سايبون بي کسيم
اينم شعر شادمهر که خيلي دوشش دانم
باي تا هاي
نوشته شده توسط عسل در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 ساعت 13:37 موضوع | لینک ثابت
سلام به همگي
خوبين؟ خوشين؟ سلامتين؟![]()
اميدوارم که همه خوب و خوش و سلامت باشن جز آدماي دروغگو!![]()
من اومدم بگم مامانمو خيلييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي دوست دارم
مادر يه نعمتي که خدا بهمون هديه کرده! قدر ماماناتونو بدونيد
خودم که مامانم رو خيلي اذيت ميکنم اما اذيت هاي من باعث نميشه حتي يه قطره از محبتاي
مامانم کم بشه و اين يعني شرمندگي!
بعضي وقتا واقعا دوست دارم مامانم کتکم بزنه يا نفرينم کنه اما مامانم تا حالا نفرينم نکرده
چه برسه به کتک!
همش سعي ميکنم خوب باشم ولي اين شيطون لعنتي...
هرچي که بزرگتر ميشم بيشتر ميفهمم مادر يعني چي و بيشتر قدرشو ميدونم
واقعا مادر سنگ صبورِ!
خدا مامانمو هيچوقت ازم نگير
خدا سايه همه مامانارو بالاي سر خانواده ها حفظ کنه!
((غم گسار جاوداني چشمه سار مهرباني "مادر" ))
مامان من واقعا مثه يه دوستِ واسه من، خيلي با من حرف ميزنه، تجربه هاشو در اختيار من
ميذاره دوست نداره منو پشيمون ببينه!
هميشه بهم ميگه از کسي هيچ توقعي حتي يه ذره خوبي نداشته باش! واقعا حرفش راسته اگه
آدم از کسي توقعي نداشته باشه ديگه هيچوقت ناراحتم نميشه و شکست نميخوره
من هم بهش ميگم باشه مامان از کسي توقع خوبي ندارم اما از تو دارم بايد بهم خوبي کني ،
هيچوقتم تنهام نذاري. مامانم ميخنده ميگه نه ديگه از منم توقع نداشته باش!
الهي من واسه مامانم بميره! اگه چيزي رو بهش نگم از چشام ميفهمه تو اين روزا که حالم خيلي
بده بهم ميگه: چيزي از من پنهون کردي؟ ميگه همه چيزو ميدونه!!!
کاش خدا يه دختر خيلي خوب بهش ميداد به جاي من.
خدايا کاري کن تا مامانم ازم هميشه راضي باشه
مامان جوووووونم خيلي دوستت دارم![]()
نوشته شده توسط عسل در دوشنبه بیستم مهر 1388 ساعت 18:18 موضوع | لینک ثابت
سلام عليکم
خب ديگه اين روزا بيکارم همش مي آپم!!!![]()
گفتم يکم مطلب بنويسم تو وبلاگم اگه بخونيد خوشحال ميشم![]()
چندتا عکسم توی ادامه مطلب گذاشتم اميدوارم خوشتون بياد!![]()
راستی لطفا وقتی نظر میذارید ی اسمی بذارید تا بفهمم کی هستید آخه یعنی چی گذشته؟
یا آدم بد؟ آدم خوب؟ ی آدرس بذارید تا منم بیا دیگه![]()
يك پسر با يك نگاه از يك دختر خوشش مياد...
و عشق از طرف اون شروع ميشه...
تا جايي كه زندگيش رو پاي عشقش ميذاره...
اما دختر باور نميكنه...
چون يك چيزهايي ديده و شنديده...
تا دختر مياد پسر رو باور كنه ، پسر دلسرد و خسته ميشه...
ميره با يكي ديگه...
بعد كه دختر تازه تونسته پسر رو باور كنه ميره طرفش...
اما پسر رو با يكي ديگه ميبينه...
اينجاست كه ميگه: حدسم درست بود!!!
ساده گذشتی
من مثه اون قطره اشکم، گوشه چشم سياهت
يخ زدم دارم ميميرم، آخه تو سرده نگاهت
رفتي و غبار دوريت، روي صورتم نشسته
گونه هام محتاجه، اشکام دل به دستاي تو بسته
واسه درياچه ي چشمام، تو يه موج يا اشک سردي
موج دريا برميگرده، امام تو برنميگردي
نبايد گريه ميکردم، وقتي قلبمو سوزوندي
تو بايد واسه هميشه تو گلوم يه بغض مي موندي
تو نبودي اما اينجا، يادِتو نشد نباشه
قاب عکس تو هنوزم، رو ديوار خونه جاشه
بجاي دوست دارم هات، پاک کن آيينه هاتو
تو نميبيني عزيزم، دروغ هاي تو چشاتو
رفتي اما خاطراتت شده جزيي از وجودم
عاشق غريبه هايي کاش منم غريبه بودم
من چه سخت گرفتمو، تو، چقدر ساده گذشتي
ساده از کسي که ساده دل به تو داده...
گذشتي....!!!
نوشته شده توسط عسل در شنبه هجدهم مهر 1388 ساعت 9:32 موضوع | لینک ثابت
سلام خوبين همه؟
واي دلم خيلي گرفته!!!!!!!!!!
امروز ياد بهترين دوستم اشکامو در آورد خفن.
وااااااااااااي دلم واسش تنگوليده
چقدر خاطره با هم داشتيم کاش ليلا هيچوقت نميرفت
الان که دارم اينارو مينويسم بغض خفم ميکنه هاااااا اما گريه نمي کنمااا آخه ديگه ياد گرفتم
اشکامو نگه دارم...![]()
اين شعر مجيد خراطها که باهاش کلي خاطره داريم رو تقديم ميکنم به ليلا جونم هميشه
به يادش هستمو خواهم بود...
اگه قسمت نبود چرا تو موندي خدا چرا مارو به هم رسوندي
اگه ميدونستي ي روزي ميري چرا روزارو تا اينجا کشوندي
چي بودم چي شدم به خاطر تو ولي پشت دلم رو خالي کردي
حالا اسمت مياد گريم ميگيره نميدوني که با دلم چه کردي
اگه در حق تو خوبي نکردم بدون که خالي بود دستاي سردم
ولي من در عوض هرچي که بودم با احساساته تو بازي نکردم....
اگرچه ميدونم دوسم نداري به هر در ميزنم تنهام نذاري
اگر پاي کسي هم در ميونه بذار اسمت اقلا روم بمونه
دم آخر بذار دست توي دستام بذار بهت بگم دردم چي بوده
فقط لطفي کنو حرفامو بشنو شايد ديگه نگي قسمت نبوده
اگه تصميم رفتن رو گرفتي ببخش اگه پشيمونت نکردم
آره من واسه تو کم بودم اما با احساساته تو بازي نکردم....
نوشته شده توسط عسل در جمعه هفدهم مهر 1388 ساعت 11:7 موضوع | لینک ثابت
سلااااااااااااااااااااااام
از همه شما دوستای گلم ممنونم که به من سر میزنید
فرا رسیدن ماه مبارک رمضان به همتون تبریک میگم
سعی کنید همتون از این ماه نهایت بهره رو ببرید
ببشید که نمیتونم زیاد بیام ![]()
(من نمی دونم اینایی از این حرفا بد میزنن کیا هستن یععنی نمیشناسمشون
دلیل این کار زشتشونم نمی دونم اما فقط میدونم کسی که کارو میکنه ۱نفر هستش
و خیلی آدم پستی هستش اما بیخییال)
نوشته شده توسط عسل در دوشنبه دوم شهریور 1388 ساعت 19:9 موضوع | لینک ثابت
سکوتم را به باران هدیه کردم
تمام زندگی را گریه کردم
نبودی در فراغ شانه هایت
به هر سنگی رسیدم تکیه کردم...![]()
نوشته شده توسط عسل در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 ساعت 15:16 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام .
برای آشنایی میتونید به قسمت پروفایل مدیر وبلاگ مراجعه کنید.
ممنون از همتون.
نظر یادتون نره.
بای تا های
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY